ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

101

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

3 - درجهء سوم كه بالاترين درجهء زهد است اين است كه بجز قرب خدا و لقاء او نطلبد و وى را التفاتى به دردها و عذاب نباشد تا به خلاصى از آنها بينديشد ، و نه به لذتها توجّهى دارد تا به فكر نيل به آنها باشد . بلكه همهء انديشه و همّت او مستغرق خداست ، و اين زهد عارفان است ، زيرا كسى محبّت را منحصر و خاصّ خدا نمىكند مگر اينكه او را به صفات كمال بشناسد . پس همانطور كه كسى كه دينار و درهم را شناخت ، و دانست كه نمىتواند هر دو را با هم جمع كند جز به دينار ( طلا ) دل نمىبندد ، همين طور كسى كه خدا را شناخت و لذت نظر به وجه كريم او را دريافت ، و دانست كه جمع ميان اين لذت و لذت حور و قصور و باغ و بستان غير ممكن است ، بجز لذت نظر و ديدار را دوست نخواهد داشت و غير او را بر نخواهد گزيد . يكى از عرفا گفته است : گمان مبر كه اهل بهشت هنگام نظر به وجه خداى تعالى ديگر جائى براى لذت حور و قصور در دلشان باقى مىماند ، بلكه آن لذت نسبت به لذت نعمتهاى بهشت مانند لذت پادشاهى دنيا و تسخير همهء كشورهاى عالم و استيلا بر مردم جهان است نسبت به لذّت داشتن گنجشكى و بازى با آن . نزد اهل معرفت و مردم صاحبدل خواستاران لذتها و نعمتهاى بهشت به كودكى مانند كه براى بازى با گنجشك از لذت سلطنت دست بردارد ، و اين به سبب كوتاهى و نارسائى ادراك اوست از لذت پادشاهى ، نه براى اينكه بازى با گنجشك به خودى خود برتر و لذت بخشتر از حكمرانى و سلطنت بر همهء مردم است . تتميم زهد حقيقى مپندارى كه هر كه مال دنيا را ترك كرد زاهد است ، زيرا ترك مال و ثروت و تظاهر به سختى و تنگى در معاش و پستى و درشتى در خوراك و پوشاك بر كسى كه دوست دارد به زهد شناخته و ستايش شود آسان است . چه بسيار رهبانان و رياكارانى كه دست از مال دنيا برداشتند و هر روز با قوت و خوراكى اندك به خويشتن رياضت دادند ، و به هر مسكنى در هر جائى قناعت نمودند و غرضشان از اين روش اين بود